در این مقاله مطالعه خواهید کرد:
اعتراض به رای دادگاه چگونه انجام می گیرد؟ مدت زمان اعتراض به رای دادگاه
اعتراض به رای دادگاه طبق روش های مختلفی امکان پذیر است؛ هر یک از این راه ها نیز شرایط و ضوابط خاصی دارند که در این مقاله به طور کامل به آن ها می پردازیم.
معمولا مراجع قضایی و دادگاه ها طبق قوانین و مقرراتی که در جامعه حاکم است، رسیدگی به دعاوی مختلف را آغاز می کنند؛ اما طبق قانون در برخی موارد و در صورت وجود شرایطِ لازم طرفین دعوی حق اعتراض به رای دادگاه را نیز خواهند داشت.
راه های قانونی اعتراض به رای دادگاه
راه های قانونی اعتراض به رای دادگاه ها شامل دو راه عادی و فوق العاده است که هر یک از آن ها نیز دارای روش های مختلفی می باشند و در صورت لزوم باید طبق مهلت قانونیِ مجاز برای رسیدگی به آن ها اقدام شود؛ در روش عادی با ثبتِ درخواست واخواهی یا تجدیدنظر امکان اعتراض به رای صادر شده وجود دارد، در روش فوق العاده نیز طرفین دعوی از طریق فرجام خواهی، اعاده دادرسی یا اعتراض به شخص ثالث می توانند دادخواست اعتراض خود را به رای دادگاه احراز نمایند.
قانون آیین دادرسی مدنی و کیفری مراجع معتبری هستند که احکام و شرایط اعتراض به رای دادگاه را بیان کرده اند؛ البته بعضی از احکام صادر شده دادگاه ها نیز قابل اعتراض نیست.
نحوه تحریر دادخواست اعتراض
برای اعتراض به رای دادگاه به روش عادی یا فوق العاده اولین اقدامِ لازم مراجعه به یکی از دفاتر خدمات قضایی و ثبت الکترونیکی دادخواست اعتراض است. دادخواستی که به ثبت می رسد باید حاوی اطلاعاتی همچون: مشخصات کامل طرفین دعوی، دلایل اعتراض همراه با مدارک و مستندات و... باشد. بعد از ثبت و ارسال دادخواست اعتراض به رای، مرجع قضایی مربوطه (دادگاه) بررسی و رسیدگی های لازم را آغاز نموده و در نهایت مجددا رای جدیدِ خود را صادر یا درخواست مربوطه را رد می کند.
واخواهی
به حق اعتراضی که طبق قانون برای محکوم علیه غایب نسبت به حکمِ صادر شده (غیابی) وجود دارد، واخواهی می گویند؛ این تعریف در ماده 305 قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده است. رسیدگی به دادخواست اعتراض به حکم غیابی در دادگاه صادر کننده این حکم قابل انجام است.
همچنین مطابق ماده 306 ق. آ. د. م شرایط واخواهی این گونه بیان شده است: برای افراد مقیم داخل کشور مهلت واخواهی بیست روز و دو ماه (از تاریخ ابلاغ واقعی) برای افرادی که داخل کشور اقامت ندارند، در نظر گرفته شده است.
البته در صورت اثبات وجود عذر موجه توسط معترض و عدم اعتراضِ او در مدت مذکور، استثنائاتی وجود دارد و اگر دادگاه دلایل عذر موجه وی را قابل قبول دانست، دادخواست واخواهی را پذیرفته و اجرای حکم صادر شده غیابی را نیز متوقف می کند. دلایل عذر موجه از نظر دادگاه شامل موارد زیر است:
- مرضی که مانع از حرکت است.
- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد.
- حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد.
- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.
تبصره 1 همان ماده (306) اینگونه بیان کرده است: در صورتیکه امکان ابلاغ واقعی به محکوم علیه ممکن نباشد و ابلاغ قانونی به عمل آمده باشد، آن ابلاغ معتبر است و حکم غیابی پس از انقضای مهلت قانونی قابل اجرا خواهد بود.
اگر حکم غیابیِ صادر شده به محکوم ابلاغ واقعی نشده باشد و محکوم ادعای عدم اطلاع از حکم را داشته باشد، امکان ثبت دادخواست واخواهی به دادگاه صادرکننده حکم غیابی برای وی محقق می شود. دادگاه نیز خارج از نوبت به این اعتراض رسیدگی می کند و در نهایت قرار رد یا قبول دادخواست معترض را صادر می نماید که در صورت قبولِ دادخواست، اجرای حکم نیز متوقف خواهد شد.
تجدیدنظر خواهی
تجدید نظر یکی دیگر از روش های عادی اعتراض به حکم صادر شده دادگاه است که طبق قوانین دارای شرایط و احکام زیر می باشد:
مطابق ماده 431 ق. آ. د. ک: مهلت درخواست یا دادخواست تجدیدنظر و فرجام برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا انقضای مهلت واخواهی است.
افرادی که به حکم ماده 433 قانون آیین دادرسی کیفری حق تجدید نظر خواهی یا فرجام خواهی را دارند، به شرح زیر می باشند:
الف) محکوم علیه، وکیل یا نماینده قانونی او
ب) شاکی یا مدعی خصوصی و یا وکیل یا نماینده قانونی آنان
پ) دادستان از جهت برائت متهم، عدم انطباق رای با قانون و یا عدم تناسب مجازات
در رابطه با تقاضای تجدیدنظر در خارج از مهلت مقرر نیز در ماده 432 ق. آ. د. ک این گونه آمده است؛ هر گاه تقاضای تجدیدنظر یا فرجام، خارج از مهلت معین قانونی ثبت شود و درخواست کننده عذر موجهی داشته باشد، دادگاه صادر کننده رای ابتدا به عذر او رسیدگی می کند و در صورت موجه دانستن آن، قرار قبولی درخواست و در غیر این صورت قرار رد آن را صادر می کند.
فرجام خواهی
یکی از روش های فوق العاده اعتراض به رای دادگاه، فرجام خواهی است که مطابق ماده 397 قانون آیین دادرسی مدنی: مهلت ثبت درخواست فرجام خواهی به ترتیب شامل بیست روز یا دو ماه برای افراد مقیم داخل کشور یا افراد مقیم خارج در نظر گرفته شده است.
در ماده 427 قانون آیین دادرسی کیفری نیز بیان شده است: آرای دادگاه های کیفری جز در موارد زیر که قطعی محسوب می شود، حسب مورد در دادگاه تجدیدنظر استان همان حوزه قضایی قابل تجدیدنظر و یا در دیوان عالی کشور قابل فرجام است:
الف) جرائم تعزیری درجه هشت باشد.
ب) جرائم مستلزم پرداخت دیه یا ارش، در صورتی که میزان یا جمع آن ها کمتر از یک دهم دیه کامل باشد.
تبصره 1: در مورد مجازات های جایگزین حبس، معیار قابلیت تجدیدنظر، همان مجازات قانونی اولیه است.
تبصره 2: آراء قابل تجدیدنظر، اعم از محکومیت، برائت، یا قرارهای منع و موقوفی تعقیب، اناطه و تعویق صدور حکم است. قرار رد درخواست واخواهی یا تجدیدنظر خواهی، در صورتی مشمول این حکم است که رای راجع به اصل دعوی، قابل تجدیدنظر خواهی باشد.
در فرجام خواهی دیوان عالی کشور ضمن بررسی و رسیدگی رای صادر شده بر اساس قوانین، انطباق یا عدم آن را تایید یا رد می کند. در صورت ردِ رای صادر شده، پرونده مورد نظر به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای جهت رسیدگی مجدد ارسال خواهد شد.
اعاده دادرسی
قانون گذار در ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری بیان داشته است: درخواست اعاده دادرسی در مورد احکام محکومیت قطعی دادگاه ها در صورت اجرا یا عدم اجرای حکمِ صادر شده، قابل پذیرش در موارد زیر می باشد:
- کسی به اتهام قتل شخصی محکوم شود و سپس زنده بودن وی محرز گردد.
- چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند و ارتکاب آن جرم به گونه ای باشد که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد.
- شخصی به علت انتساب جرمی محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکمی از مرجع قضایی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بی گناهی یکی از آنان مشخص شود.
- درباره شخصی به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود.
- در دادگاه صالح ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است.
- پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث و یا ظاهر یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه یا عدم تقصیر وی باشد.
- عمل ارتکابی جرم نباشد و یا مجازات مورد حکم بیش از مجازات مقرر قانونی باشد.
اشخاص زیر طبق ماده 475 ق. آ. د. ک حق قانونی ثبت درخواست اعاده دادرسی را دارند:
الف) محکوم علیه یا وکیل یا نماینده قانونی او و در صورت فوت یا غیبت محکوم علیه، همسر و وراث قانونی و وصی او
ب) دادستان کل کشور
پ) دادستان مجری حکم
در ماده 476 ق. آ. د. ک آمده: درخواست اعاده دادرسی به دیوان عالی کشور فرستاده می شود. مرجع مذکور بعد از بررسی منطبق بودن موضوع درخواست با یکی از موارد موضوع ماده 474 همین قانون، با صدور حکم اعاده دادرسی، رسیدگی مجدد را به یکی از دادگاه های هم عرض دادگاهِ صادر کننده حکم قطعی، ارجاع می دهد و در غیر این صورت قرار رد اعاده دادرسی صادر می نماید.
اعتراض به شخص ثالث
مطابق آنچه که در ماده 417 قانون آیین دادرسی مدنی ذکر شده است: در صورت صدور حکم در خصوص یک دعوی و ورود هر گونه ضرر و خسارتی برای شخصی ثالث بر خلاف عدم دخالت شخص موردنظر یا نماینده وی در جایگاه طرفین دعوی مربوطه، شخص ثالثِ مذکور می تواند نسبت به رای صادر شده اعتراض کند.
قانون گذار در ماده 422 همان قانون بیان می کند: اعتراض شخص ثالث قبل از اجرای حکمِ مورد اعتراض، قابل ثبت است و بعد از اجرای آن فقط در صورتی حق اعتراض برای وی وجود دارد که ثابت کند حقوقی که اساس و ماخذ اعتراض وی است به جهتی از جهات قانونی ساقط نشده باشد.
همچنین طبق ماده 418 ق. آ. د. م: شخص ثالث حق دارد به هر گونه رای صادره از دادگاه های عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض نماید و نسبت به حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته اند می توانند به عنوان شخص ثالث اعتراض کنند.
دلایل تجدیدنظر خواهی
دلایل زیر طبق ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری موجبات رسیدگی و تجدیدنظر توسط مرجع صالح رسیدگی را فراهم می کند؛ در صورت وجود این دلایل مرجع قضایی رسیدگی به موضوعی که رای در رابطه با آن در مرحله نخستین صادر شده را در دستور کار قرار می دهد:
- فاقد اعتبار بودن مستندات دادگاه
- فاقد شرایط قانونی بودن شهادت شاهدان
- عدم توجه قاضی به دلایل بیان شده
- عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صدور رای
- مخالفت و عدم تطابق رای صادر شده با قوانین یا موازین شرعی
تبصره: در صورتیکه تجدیدنظر خواهی به استناد یکی از دلایل بیان شده در اینجا به عمل بیاید و اگر دلیل دیگری نیز وجود داشته باشد، مرجع صالح مربوطه به آن دلیل نیز رسیدگی می کند.
لازم به ذکر است که احکام قابل تجدیدنظر مانع اجرای حکم صادر شده در دادگاه بدوی خواهند شد مگر در بعضی موارد خاص که قانون آن ها را بیان کرده و اجرای حکمِ آن ها ضروری است.
سخن نهایی
یکی از اختیاراتی که طبق قانون برای طرفین دعاوی درنظر گرفته شده است، اعتراض به رای دادگاه می باشد؛ طبق این قوانین هر یک از طرفین دعوی حق ثبت درخواست اعتراض خود نسبت به رای صادر شده مرجع قضایی را طبق شرایط و ضوابطی که تعیین شده خواهند داشت.
در این مقاله درباره اعتراض به رای دادگاه و روش های قانونی آن مطالبی را ارائه نمودیم؛ امیدواریم با مطالعه آن ها پاسخ تمامی سوالات خود را دریافت کرده باشید.






